و این چنین ... ربط بی پیوند گسست.

و این چنین آغاز شد، انقراض یک خوب.

کاش بد ها میرفتند،

آن ها که بال های سیاه دارند.

اما اشکالی ندارد،

تو که میروی،

گاهی از این طرف ها رد شو تا اینجا از تعفن منجلاب چرک ها سمی نشود...

رد شو تا عطر بهشتت، حداقل بگذارد ما نفس بکشیم.

رد شو از کنار پنجره ی عشقت،

او که زیر چشم هایش آب است،

رد شو تا گلاب شود.

رد شو،

مثل ستاره هایی باش که رد میشوند،

مثل ماهی هایی که توی دست میگیری و سر میخورند،

مثل موشک سفید بچه ها رد شو،

و برو توی آسمان،

مثل تیر های دیگری که پرتاب شدند...



فوت شدن خانم روشنی رو به همه ی دوستان علی الخصوص آقای مسیحا تسلیت میگم.