شبا که مطلقاً خوابم نمیبره،

حتی با قرص خواب.

کسی هم که نمیفهمه...


با مردم هم میگم، میخندم، ولی مثل روح پدر هملت،

البته برعکسش از نظر زمانی !
شب که میشه، عذاب ما هم شروع میشه...


واقعا لذت میبری؟


سخت نیست که بدونی یه نفر یه جایی برات اشک میریزه ؟